ستاره های گمنام شبهای تهران

رزم آوران دیروز آرام گرفتگان امروز

چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد

 

چشمه وقتی خشک شد دیگر خجالت می کشد ،

حتم دارم که قیامت هم از او شرمنده است.

با ورود فاطمه محشر خجالت می کشد

نامه اعمال نوکرها به دست فاطمست ،

آنقدر میبخشد و نوکر خجالت می کشد.

شهادت مظلومانه بزرگ بانوی عالم تسلیت باد.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٥ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط گمنام 44 نظرات ()

 

قرعه به دل زینب کبری خورده

مریم که شنیده ناگهان جا خورده

در مدح ابهتش همین یک مصرع

او شیر زن است و شیر زهرا خورده

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٩ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط گمنام 44 نظرات ()

من گیجم در مورد این تصویر  ؟

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۱٠ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ توسط گمنام 44 نظرات ()

 

به مناسبت عروج مادر شهید قبرانعلی رخشانی

"ننه علی" همسایه 20 ساله فرزند شهیدش در بهشت زهرا (س)

ننه علی هم رفت ما موندیم این شهر پراز سیاهی 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/۳ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ توسط گمنام 44 نظرات ()

 

سلام

نگید بی معرفتی ، آخه رفته بودم سفر وبلاگ ستاره های گمنام شبهای تهران 2 یه خورده به روزتر دلتون تنگ شد خب بیاید اونجا .راستی یه مطلب دیدم حال کردم براتون می زارم . یا علی

تنها جایی که حجاب داشت
هنگام نماز خواندن بود،
گویا تنها کسی که به او
محرم نبود خداوند بود...

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ توسط گمنام 44 نظرات ()

 

امام رضا(ع)

 

کسی که مصائب مارا به یاد آورد، پس بگرید و بگریاند،

 

در روزی که چشم ها گریانند(روز حساب)، گریان نخواهد شد.

 

امشب اشکت جاری شد، ما رو هم دعا کن.

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۳ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ توسط گمنام 44 نظرات ()

سلام

حالم خوب نیست شاید حسودم شایدم خیلی پرمدعا

دلم تنگ شایدم نشونه ی دیونگی

گفتم براتون دانشگاه علامه شد مقصدی به بهشت

گفتم که دلم شهادت می خواد

گفتم نه ستاره های گمنام شبهای تهران

دلم گرفته شهدای گمنام قطعه 44 آهای سپهر

چرا فراموشکارید؟

 منم

منم بسیجی که حداقل بهتون سر می زدم

یادتون  منم با رفقا م میومدیم .یادتون. دلم گریه می خواد دلم روزای گذشته می خواد روزای که با اسمتون زندگی می کردم با یادتون دنیام فکرم آسمونی می شد

امشب اربعین شب سرورمان حسین (ع) دلم شهادت می خواد زیاد مگه نه ولی دل

می خواد کاریشم نمیشه کرد برام دعا کنید تو راه ولایت بمونم تو این راه برم.

التماس دعا

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ توسط گمنام 44 نظرات ()

سلام قصه ای از بابای جبهه ها

                                            بابای شوخ جبهه ها هم آسمونی شده

 

روزی که جیبم را زدند!

حکیم: حاجی یادت هست سه راهی شهادت،کانال ماهی رو؟کربلای ۵ عراق بدجوری می زد.من پشت خاکریز بودم دژ اول جلوی عراقی ها بودیم ، دیدم حاجی بخشی با اون ماشین معروف و بلندگوی بالاش که همیشه نوحه های حماسی و مارش جنگ پخش می کرد از فاصله یک کیلومتری اومد رو جاده.هرچی ما بال بال می زدیم حاجی نیا اینوری گلوله مستقیم تانک میزنن متوجه نشد . ماشینش می خوند و می اومد.یک فیلمبردارم بغل دستم بود داشت فیلم می گرفت گفتم بگیر ماشین حاجی بخشی رو.

خودم هم داشتم مثلاً گزارش می کردم که آره این حاجی بخشی است که می بینید.خب فضای جبهه ها و روحیه اون موقع واقعاً عالی بود.همین حین دیدیم گلوله تانک مستقیم خورد ماشین که کاملاً نصفش کرد و عقبش رو با خودش برد.حاجی بخشی هم پرید پایین شروع کرد با پتو و آب کانال ماشین رو خاموش کردن.اول فکر کردیم موج گرفته حاجی رو.

حالا اصلا ما نمی دونستیم داماد و دونفر عزیز دیگر هم تو ماشین هستن و دارن می سوزن.کسی هم نمی تونست کمک کنه ما اینور کانال ماهی بودیم و حاجی اونورش و خلاصه این سه عزیز تو ماشین حاجی به شهادت رسیدند.کاظم صادقی نامی بود دوید رفت حاجی رو که سمت عراقی ها می رفت گرفت و آورد اینور کانال.همون روز ترکش زد دستم رو از آرنج سوراخ کرد و برگشتم عقب.

صبح که برمی گشتم دیدم حاجی یک ماشین عین قبلی گویا از رفیق دوست اینها گرفته بود داشت میرفت سمت خط ،بلندگوشم وصل بود و می خوند(!) انگار نه انگار داماد و دوتا از رفقای حاجی دیروز تو کانال شهید شدن.ناراحتی برایش معنا نداشت.عشقش بودن میان بچه ها بود.

دختر حاجی بخشی:فکر نکنم حاجی برای حاج نادر اینها-اشاره به داماد حاجی- ماشین رو خاموش می کرد،نگران شکلات و آجیلهای بچه های خط بوده مگه نه حاجی؟

حاجی بخشی: بگم خدا چیکارشون کنه.جیب منو زدن و رفتن(!)تو راه به حاج قاسم می گفتم بگو ناقلا چقدر شکلات از داشبورد برداشتی؟نگی شهید می شی.

دختر حاجی بخشی:هر سه مسافر حاجی جانباز بودند.حاج قاسم ده باشی بود که دستش مجروح بود.خود حاج نادر که پای چپ نداشت و امیر رسول زاده که پای راست نداشت.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط گمنام 44 نظرات ()


Design By : Pichak

جاوا اسكریپت