ستاره های گمنام شبهای تهران

رزم آوران دیروز آرام گرفتگان امروز

سلام و تقدیم به مادرانی که با صبر و عشقی عجیب

فرزندانشان را برای امتحانی ابراهیمی راهی دانشکده

های ایثار و فداکاری کردند تا با مدرکه زیبای شهادت

آراسته شوند.

مادر همراه پسر مجروحش بود. آرانج مجروح بر اثر اصابت گلوله پر از خون

شده بود. وقتی او را به اتاق عمل می بردیم ، مادرش آمد و جلو گفت : دکتر

جان !یک کاری بکن دستش خوب شود تا به جبهه بر گردد. اول فکر کردم برای

روحیه دادن به پسرش این حرف را می زند ،ولی دستیارم (خلیلی) گفت: دکتر!

این مادر یک پسرش شهیدشده و حرف هایش هم جدی است.

سید امیر معصومی،بالین نور،انتشارات حدیث،1376،صفحه39

یا علی

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٢ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ توسط گمنام 44 نظرات ()


Design By : Pichak

جاوا اسكریپت