همه با هم بخوابیم

سلام

بچه ها رزمایش داشتن از خستگی نای حرف زدنم

نداشتن همگی دراز کشیدن آروم به خواب رفتن که یکی

 از بچه های باحال و شیطون بچه ها رو نفر به نفر بیدار

 کرد و با هزار ترفند بیدارشون کرد تا قبل از خواب دعا

بخونن رفت سر جاش شروع کرد به خوندن بسم الله

الرحن الرحیم بچه ها که خواب از چشمش فرار کرده بود

 فکر کردن یا واقعه می خونه یا دعای کمیلی ...که

یکدفعه با صدای بلند گفت همه با هم می خوابیم و پتو رو

سرش انداخت . بچه  ها که حسابی کفری شدن براش

یه جشن پتو گرفتن.

راستی این متن از صفخه ٣٣ پیش گامان نوشتم .یه نکته مهم دعا کنید برم

جنوب دلم تنگ شده شهدا کارتای دعوت پخش می کنن هنوز به دستم

نرسیده.

/ 0 نظر / 4 بازدید